تبليغاتX
با سلام خدمت تمام هم ولايتيهاي عزيز به قيدو يي ديگر خوش آمديد روستای " قيدو " زيـــبـا و باصفـــــــا
روستای " قيدو " زيـــبـا و باصفـــــــا

این روستا یکی از روستا های بخش گله زن شهرستان خمین در استان مركزي می باشد
 
 
علی اکبر هاشمی

وبلاگ قیدو اولین وبلاگ در این زمینه می باشد و شامل اخبار و معرفی روستای قیدو برای اهالی و مردم ایران تهیه شده است. بماند يادگاري
aliha132002@yahoo.com

 

پیوند ها

گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه قم ( علي اكبر )

نوشته هاي پدر بزرگم(حاج غلامرضا طلايي)

وب پيامبر اعظم (علي اكبر )

سنگ نگاره هاي ايران ( آقاي ناصري فرد)

برو بچه هاي ادبيات عرب دانشگاه قم (علي اكبر )

عمو اكبر (شهید علی اکبر طاهري)

خمين سيتي

سازمان ايرانگردي استان مركزي

سايت روستاي خان آباد شهرستان خمين

سایت روستای یمن شهرستان خمین

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

نقشه راه قيدو

موقعیت جغرافیایی قیدو

نـــــــوروز قــــــــــــیدویی

دستاوردهای 30 ساله انقلاب در قیدو

معرفی سایت

قیدو در ماه رمضان

شورای روستایی قیــــــــــــــــــــــــــــــــدو

عکس های قیدو

تاریخچه قیدو ...؟؟؟!!!!

آرایشگاه تین

 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0





Powered by WebGozar

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

نـــــــوروز قــــــــــــیدویی

بعده خونه تكوني و سفيد كاري خونه هاي كاگلي معمولا خمير عيد

ميكردن و نون شيري (شاته شيري) و فطير شيري (شيرمال) كه خيلي خوشمزه بيد مي پختن. ولاي يكي از فطيرا  يه مهره  آبي كه

به آن " كوجك" مي گفتن مي گذاشتن و سر سفره هف سين اون فطيرا بين افراد خونواده تقسيم مي كردن و اون مهره كه مشخص نبود توي سهم هر كدام از افراد كه در مي اومد يه گوساله ماده به عنوان عيدي از پدر خونواده مي گرفت.

قبله اينكه سفره هف سين باب شه  برا پذيرايي مهمونا تو مجيمه مسي كشمشو وسنجدو پولكي وگزهاي چوقتي كه من خيلي اونهارادوست داشتم با گزآرتي وتخمه كدو و تخمه خربزه وگاهي دربعضي جاها كه مي رفتيم سوهان  و نقل گشنيزي و نخودچي كشمش هم بيدوميوه به ندرت درمجيمه ديده مي شد راستي يادم نره گندم شادونه وقاووت يا قوت كه معمولا روي ان يك قاشق مسي بيد هم مي گذاشتند بود و بعضي ها هنگام خوردن قو ت عطسه ي هم مي كردند و …

بچه معمولا حق نداشتند كه دست درازي به مجيمه كنند مگر اينكه آقا يا ننه  چيزي برداره و به اونا بده …؟! به بچه ها معمولا تخمه مرغ رنگي كه  با...غلاغ يا لنجاس(روناس) رنگ شده و اوپز شده بيد ميدادن. غذاي مردماي ده شب عيد به سه دسته تقسيم مي شد. رشته پلو دو شوه ,  پلو خورا سه شوه , خو مونده ها " ماسوه " مي خوردن.

ماسوه : برنجي بود كه با كشكه ساويده شده پخته مي شد ؟؟؟!!!

رشته پلو : رشته بريده شده را خشك مي كردند و با برنج  طبخ مي كردند.؟؟!

عيد ديدني هم معمولا زنها در خو نه مي موندن و مردا طايفه اي يا دسته جمعي به عيد ديدني مي رفتن تا اول انقلاب كه ديگه تو مسجد باب شد و مردم صبح اول فروردين به مسجد مي روند و همديگر را مي بينند بعد فاميلاي نزديك به خو نه هم مي روند.

 سيزده  به درم همه مي رفتن كنار روخونه  و سبزه هايي كه زنهاي ده برا عيد از دو هفته قبله عيد درست كرده بودن به او مينداختن.

سه شنبه 1387/12/06 |