نظرات شما

 

توسط:محمود کدخدا
سال نو بر شما نویسنده وبلاگ مبارک. میتوان یک روز جمعه را برای قیدوییهای مقیم تهران به عنوان همایش گذاشت البته جوانهای دهه 40 به بعد تا بابی برای آشنایی و کارهای خیر خواهانه باشد این نظر من است میتوتنی در صورت صلاح دید به اشتراک گذاشته شود یک روز جمعه در دربند و یا توچال و یا جای دگر

نظرات شما

 

توسط:محمود کدخدا
سال نو بر شما نویسنده وبلاگ مبارک. میتوان یک روز جمعه را برای قیدوییهای مقیم تهران به عنوان همایش گذاشت البته جوانهای دهه 40 به بعد تا بابی برای آشنایی و کارهای خیر خواهانه باشد این نظر من است میتوتنی در صورت صلاح دید به اشتراک گذاشته شود یک روز جمعه در دربند و یا توچال و یا جای دگر

سال ۱۳۹۵ مبارک باد

هم ولایتی های عزیز سال نو بر شما مبارک باد.  

 

۱۳۹۵ خورشیدی

آقای کاظم بنی اسدی

دوستان عزیز قیدویی سلام عرض میکنم. منهم بچه وراباد هستم یک دوست عزیزی داشتم بچه قیدو سالهای 60_61همدوره سربازی بودیم آقای علی عبداللهی. خیلی دوست دارم باایشان تماس بگیرم.اگر بتونيد کمکم کنید ممنون ميشم. رودخانه قیدو هم یادش بخیر خاطرات زیبایی ازماهیگیری دررودخانه قیدودارم انشالله هرچه زودتر دوباره آب وابادانی به آن منطقه برگردد واقعا منطقه زیباست. ارادتمند شما بنی اسدی. ازهسایگان شما دروراباد

آقای محمد سعیدی

سلام محضر تمام انهاييکه اصالت قيدويي خود را حفظ کردند سالهاست شما را نديدم اميدوارم هر کجا هستيد موفق وشاد باشيد

آقای تقی نصیری

سلام و عرض أدب خدمت تمامي هم شهري هاي با صفا ي خودم 
با خواندن مطلب دوست گرامي آقا محمود عزيز به ياد دوران بچگي افتاده و ضمن تاييد حرف هاي او اين مطلب را أضافه كنم كه بخاطر ترس از مدير مدرسه تا سه ماه جيره مدرسه را به آقا محمود مي دادم تا از من شكايتي به مدير نكنه واقعا چه روزهاي بود 
ميزهاي چوبي ترك خورده ' كاه گل كلاس هاي درس و ياد بخاري نفتي ها بخير ''ياد شير هاي مثلثي شكل و همه بچه هاي صادق و با محبت بخير ياد شهيد غلام رضا خاتوني بخير 
از اينجا به همه دوستان قديمي خودم و برادران عزيزم سلام مي كنم و براشون در اين شب ميلاد رسول اكرم (ص)آرزوي بهروزي و پيروزي 

دانلود آهنگ تنهاییام از امیر طلایی   

دانلود آهنگ تنهاییام از امیر طلایی

دانلود آهنگ تنهاییام از امیر طلایی

دانلود آهنگ تنهاییام از امیر طلایی

دانلود آهنگ تنهاییام از امیر طلایی



با خواننده هم ولايتي خودمون بيشتر آشنا بشيم

خاطرات جناب پرویز شجاعی پارسا  از سفر به قيدو


سپس راهي خمين ميشويم تا سنگ نگاره هاي تاريخي تيمره را از نزديك ببينيم . پس از عبور از محلات و تقريبا" در 10 كيلومتري شهر خمين وارد جاده اي در سمت چپ ميشويم تا بسوي روستاي رباط مراد رويم .

 

طبق تحقيقاتي كه كرده بودم ، اين سنگ نگاره ها مي بايست از تنگ غرقاب در روستاي قيدو در 5 كيلومتري رباط مراد  شروع مي شد و تا نزديكي گلپايگان به پايان مي رسيد .

 

پيدا كردن اين سنگ نگاره ها به همين راحتي ها هم نبود و با وجود اين كه تعداد اين سنگ نگاره ها بيش از 20000 عدد برآورد شده است ولي متاسفانه هيچ علامت و يا تابلويي جهت شناسايي آنها وجود ندارد و راهنماييهاي ضد و نقيض مردم هم كاملا" گيجمان كرده بود .

 

يكي مي گفت بايد از روستاي مزاين برويد ، ديگري مي گفت كه بايد 2 كيلومتر برگرديد و از طريق جاده اي ديگر برويد ، يكي اصلا" از وجود چنين سنگ نگاره هايي اظهار بي اطلاعي ميكرد و ديگري از ما درخواست مجوز ميكرد و . . . . 

 

ولي بلاخره با تركيب اين اطلاعات و چسباندن سرنخها به يكديگر موفق شديم به سمت آب بند قيدو برويم ولی باز چیزی پیدا نکردیم . در ساعت 18 زماني كه نااميد شده بوديم و قصد بازگشت به تهران را داشتيم با راهنمايي يك ماهيگير كه در حال صيد ماهي در كنار بند قيدو بود ، سنگ نگاره هاي زيادي را در نزديك بند يافتيم .

 

بند قیدو

اين سنگ نگاره ها ناشی از تجربیات عینی و باورهای اعتقادی و فرهنگی نیاکان ما میباشد که بر دل صخرهها و سنگهای منطقه تیمره نقش بسته است .

 

آن زمان که خط و نگارشی وجود نداشته و آدمی مجبور بوده , مجموعه اطلاعات خود همچون شکار , حفاظت و اعلام خطر , آیین و رسومات و شیوه زندگی را از طریق نقش و نگاره ها به دیگران انتقال نماید , این سنگ نگاره ها بوجود آمده است .

 

در حقیقت انسانهای اولیه , دانش و تجربه کسب شده خود را از طریق این نمادها به نسل های بعد از خود انتقال داده اند . عمده نگاره ها مربوط به جانوران بویژه بز کوهی و شکار آنان توسط انسان اس

زيبا ترين نظرات شما دوستان كه لطف كرديد در وبلاك قرار داديد از شما متشكريم

 محمود بجه ناف قيدو  نوشته: ما در حدود 37 سال پیش در قیدو اول تا چشامون میدید فوتبال بازی میکردیم و بعدا که تاریک میشد قایموشک بازی و یا با سنگ به جون یکدیگر می افتادیم در زمانهای خیلی قبل هم با پوسته پسته و یا در کانادا و یا قرقره بازی یا قوه بازی مکردیم یادم بخاطر پوسته پسته که من از تقی نصیر ی برداشتم سرم شکست البته تا 2 الی 3 ماهی نصف جیرهاش مال من بود و یا بخاطر نظافت مدرسه که نوبتی بود سر و دست میشکوندیم چونکه پاتک به تی تابها میزدیم و خیلی خاطرات دیگه  (ممنونيم)

***************************************************************************

دكتر طلايي  نوشته:زمان ما تا اونجایی که می شد با دست می چیدند ، یعنی دسخاله و کل پنجه و من و آقام هم صبح ها قمقمه آب رو برمی داشتیم و می رفتیم صرا دنگ. آقام اول ور رو باز می کرد و بعد به عرض کرتو هر کی ور خودشو میچید. من همیشه عقب می موندم ولی کلک میزدم. کم کم که جلو می رفتم ورم را باریکتر میکردم و ور آقام پهن تر. یه بار یادمه دا مصطفی اومد کمکمون. موقع چیدن از موسیقی زنده میرزاباس هم بهره مند می شدیم که در دستگاههای مختخلف موسیقی قبل و بعد از انقلاب میخوند. خودش هم آهنگ میزد و هم میخوند. یادش به خیر.

بعد آقاباس یه دستگاه سه چرخه اورد قیدو و گندمایی که راست بودن با دستگاه میچیدیم. بعد هم آقای علی اکبر فتحی و دا رضا مرشدی هم رقیب آقاباس شدند اما با دستگاه چار چرخ. 

این تازه اولش بود. بافه جمع کردن و سوالجال شن کش کشیدن و پاچه خواری آقاباس را کردن برای نوبت زدن خرمن کوبی و پا کرچلی وایسدن و سوال لا کا نرفتن و ... آخر هم کاکشی. حالا همه اینا رو کمباین می کنه؟ خوش به حال جوونای امروزی. اما همه اینا یه حال و هوای خاص داشت که یادش به خیر....

*************************************************

اقاي تقي نصيري نوشته :سلام و عرض أدب خدمت تمامي هم شهري هاي با صفا ي خودم
با خواندن مطلب دوست گرامي آقا محمود عزيز به ياد دوران بچگي افتاده و ضمن تاييد حرف هاي او اين مطلب را أضافه كنم كه بخاطر ترس از مدير مدرسه تا سه ماه جيره مدرسه را به آقا محمود مي دادم تا از من شكايتي به مدير نكنه واقعا چه روزهاي بود
ميزهاي چوبي ترك خورده ' كاه گل كلاس هاي درس و ياد بخاري نفتي ها بخير ''ياد شير هاي مثلثي شكل و همه بچه هاي صادق و با محبت بخير ياد شهيد غلام رضا خاتوني بخير
از اينجا به همه دوستان قديمي خودم و برادران عزيزم سلام مي كنم و براشون در اين شب ميلاد رسول اكرم (ص)آرزوي بهروزي و پيروزي دارم  دست شما درد نكنه

محراب قديمي مسجد قيدو

dsc03481.jpg

عكس شهداي روستاي قيدو

dsc03482.jpg

 

شهيد:  مهندس محمد تقي شاهكرمي

شهيد: علي اكبر طاهري

شهيد: ابراهيم مير محمدي

شهيد: ابراهيم حسيني

شهيد : عباس حسيني

شهيد : خاتوني

 

روحشان شاد راهشان بر رهرو باد

رو خــــــــونه قـــــــــــــــــــــيدو

به سلامتي باخبر شديم كه آب در رودخـــــانه قيدو جـــــاري شده و دل أهالي روستا رو شاد كرده


ايشالا كه اين آب هميشه توي رودخـــونه قيدو جاري باشه

ما كه خيلي خوشحال شديم

شعر قيدو

شعر از:  آقای حسن طاهری 62278694504693680325.jpg

 * قيدو چه با صفا بودش * 

يادم مياد اون قديما،قيدو چه با صفا بودش        

       رودخونه پر آبي داشت،همش لطف خدا بودش

تو دشت و صحرا و چما،زحمت كشيدن مردما      

  تو باغ و باغچه ها پر از انگور و ميوه ها بودش

 كشاورزا زنده به آب، عازم صحرا مي شدن 

             محصولاي مهم شون گله ترياكا بــــودش

 يادم مياد بچه بودم،صحرا مي رفتيم با آقام 

             همه مشغول كار بودن،روزي رسون خدا بودش

همه چه مهربون بودن، تو حل مشكلات هم

              خونه انصاف آبادي،بزرگ سيدا بــــودش

مامد علي شاكرمي، يادش بخير اون قديما

               رفيق با وفا شونم، حاجي غلامرضا بـــودش

 هر كسي كه مشكلي داشت،مشكل گشا خدا بودش 

      تو راس مردماي ده، يه شخص كد خدا بودش

 آبادي مون مسجدي داشت،پا برج مش حيدر آقا   

      اذون گوي مسجدمون،مش آقا مرتضي بودش

آباديمون حمومي داشت، دم خونه حاج علي 

                حمومي روستامونم،رضا اكبر آقا بودش

 رضا سليماني كه رفت، يه بنده خدا اومد    

             حتما ميگين كي بود آره، قاسم حسن آقا بودش

 مدرسه مون چه با صفا،پشت انباري كد خدا        

            از همكلاسيا قديم،غلام مامد آقا بودش

 تو مدرسه شير مي دادن، خرما پنير مي دادن   

       هر چي كه بود گذشت و رفت، روزي بچه ها بودش

هر كي كه تنبلي مي كرد،با چوب كتكش مي زدن   

     چاره نبود خوب يا غلط،شيوه قديميا بودش

تو درس رقیب هم بودیم گهی عقب گهی جلو    

               شاگرد اول کلاسم اکبر دا رضا بودش  

   بچه بوديم مي ترسيديم بازي كنيم تو مدرسه       

        آخه بزرگ مدرسه،دكتر حبيب آقا بودش   

                         بچه هاي زبر و زرنگ يادم مياد اون قديما    

                غلامرضا و اكبر و محمود كد خدا بودش  

                      تو شعبه نفتمون يكي،صب تا غروب نفت مي كشيد 

       آره اون بنده خدا مشدي ذبيح الله بودش

      يادش بخير اون كرسيا، منقلاي پر از آتيش  

           جاي شوفا‍ژ و بخاري گرمي خونه ها بودش  

         زمستونا برف مي اومد،صب تا غروب پارو به دس

          حتما مي گين چرا زياد،برا قديميا بودش

ديگه ته برفا در اومد،آسمونم قهرش گرفت   

         چون كه عبادتا همش، به خاطر ريا بودش

 حالا به هم پولها مي دن به اسم قرض الحسنه   

      اما حقيقت اينه كه، سود پولا ربا بودش

 يادم مياد اون قديما،قيدو چه با صفا بودش       

    چراغ توري و گرسوزا خورشيد خونه ها بودش

عيداش چقد ديدني بود، به بچا عيدي مي دادن  

      تو هر خونه مي بردنت،سفره هف سين ولا بودش

 محرماش چه با صفا، نذري و آش رشته ها         

    سقاي دسته عزا،مشهدي مصطفي بودش

 برا گرفتن علم،شبا تا صب مسجد بوديم           

        آخه مسئول اين كارا همين آقا رضا بودش

 گوسفندا نذري مي شدن،مردم كنار سفره ها     

        نذري فقط توي عزا،حسين سر جدا بودش

خلاصه كه چه ها بگم از مردماي با صفاش         

    اما چه حيف كه پادشا،نوكر امريكا بودش

 از جانب خدا رسيد حضرت روح الله رسيد     

           طرفداراي اين آقا ،اكــثر بچه ها بودش

 پير و جوون و بچه ها همه گفتن خدا خدا   

             لطف و عنايت خدا، به سمت بنده ها بودش

جنگي به پا شد تو وطن ، همه بسيج از مرد و زن   

    مقصد ما كه جنگ نبود، بلكه برا دفاع بودش

برا دفاع از دينمون،شهيد و هم اسير داديم     

         اسير روستاي ما هم،حسين نصر الله بودش

 مفقود و جانباز كه زياد،تا اونجا كه يادم مياد     

       يكي از جانبازامونم،ابوالفضل دايي رضا بودش

 حاج عباس و سيد اسماعيل، بابا كريم مرشدي        

    از ديگه جانبازاي ده،همين حسين طلا بودش

آخه خدا پاداش مي ده به هر كسي جهاد كنه     

         كار جووناي ما هم،جهاد برا خدا بودش

 يادم مياد كه يك شهيد،چن سال جنازش نيومد    

       حتما ميگين كي بود آره ،علي اكبر حاج ميرزا بودش

يك  گل تازه دومادم، يه چن سالي پيدا نبود          

    آره اونم عباس گل باغ خاله زهرا بودش

ربا طرف سه تا شهيد تقديم انقلاب كرد       

            اون يكي شم غلامرضا،دردونه بابا بودش

 از شهداي ديگمون، مهندس دريايي بود     

             آره همون تقي گل،باغ خاله كبرا بودش

 ابراهيما چه گلهايي پر پر شدن تو جبهه ها    

           پر كشيدن رفتن بالا انگار گل خدا بودش

 داوود مير محمدي،حسن عزيز اوس غلام      

          محسن مير محمدي مظلوم كوچه ها بودش

سد عباس سيد حبيب،مردي تو ميدون عمل   

            مثال شير غرش كنان، الگو بسيجيا بودش

 مردم بيايين عمل كنيم به حكم حق مثل قديم   

          تا دوباره نعمت بياد، نگيم قديم رويا بودش

جهت شادي روح اسيران در خاك بخوانيم الفاتحه مع الصلوهَ

امسال بهار را با جاي خالي بدربزركم حاج غلامرضا طلايي شروع مي كنيم

روحش شاد و يادش كرامي باد.


صدای پای یلدا

 هندونه هاتون شیرین ،آجیلاتون پر پسته،پسته هاتون خندون ،اناراتون سرخ سرخ،دلتون شاد ویلداتون پیشاپیش مبارک.



تا حالا قيدو رو از اين نما ديده بوديد ؟؟؟

اين آخرين عكس هاي هوايي هست كه از قيدو در www.maps.google.com ثبت شده است

اميدوارم خوشتون بياد

http://up98.org/upload/server1/01/t/dt9pfft2036rptmypjjr.jpg

اگر عکس باز نشد  برای مشاهده عکس روی این لینک کلیک کنید


 


 



 

 

تصويري از  تمدن قيدو

 

با سلا م و تبريك سال نو به همه هم ولايتي ها

ايشالا كه سال خوبي داشته با شيد

اين عكس سنك نكاره بز كوهي در تنكه غرقاب در  روستاي قيدو واقع شده است.

توي ايام تعطيل سال نو مي تونيد از اين مكان ديدن كنيد....