قیدو در ماه رمضان
----------------------------------------------------------------
یک تو ضیح : مدتی است که وبلاگ کمی نسبت به گذشته از تب و تاب افتاده ، هم بازدید کننده ها و نظردهنده ها کمتر شده و هم اضافه کردن مطالب جدید. من از کوتاهی خودم عذرخواهی میکنم: مدتی به ایران عزیز سفر کرده بودم و چندی است که اینجا سرم بسیار شلوغ بود.
دوستان عزبزی هم هنگام ارسال نظر قسمت نظر خصوصی را علامت زده اند که پس از تایید هم ، نظر مربوط به قسمت عموم منتقل نمی شود. لذا اگر میخواهید نظرتان به قسمت نظرات وارد شود قسمت نظر خصوصی را علامت نزنید.
و آخر اینکه این وبلاگ در آغاز راه است و ما هم کم تجربه. اگر اشتباهی رخ داده و یا شما از چیزی دلخور شده اید صمیمانه عذرخواهی میکنیم.
لطفا مطالب ارزشمند خویش را درباره قیدو برای وبلاگ ارسال نمایید و با ثبت نظرات خود بر غنای آن بیفزایید.
----------------------------------------------------
امروز شنیدم دو قیدویی دیگر هم از قیدو کم شده - خاله ربابه همسرمرحوم دا مصطفی نصیری و خاله مریم همسر مرحوم محمد حسین زمانی - خداوند آنها را در این ایام و لیالی رحمت ، بیامرزاد.
------------------------------------------------------------------
حال و هوای قیدو در ماه رمضان حال و هوای دیگری بود ، معمولا آقا رضا چند روز قبل از ماه رمضان به قم می رفت و به قول معروف آخوند می آورد. برای من اون سالی که آقای معنوی اومده بود خیلی در ذهنم مونده ، شاید چون کنکوری بودم. سحر ها هم به مسجد میرفتیم. صدای بلند صلوات دا رضا مرشدی ، چرت زدن حاج عزت و حاج قدرت پای منبر، چای های روضه های آخاله حجت و عباس آقای قاسمی، ختم خونی ها و افطاری های پشت سر هم ( بعضی از این " خط خونا" قرانا رو برای ۳۰ روز خونشون نگه می داشتند و هر روز همونا رو می خوندن و فقط افطارا میرفتند افطاری خوردن) ، رقابت برای مکبر وایستادن ( یه بار مکبر بودم و صف جلو دا رحمت شاکرمی و عام علی طلایی و سایرین بودن. در مسجد هنوز جای قدیمش بود. آ قای جعفری از در وارد شد . این دو عزیز در وسط نماز سر خود را به طرف در برگردوندند تا ببینند کیه. من هم خندم گرفت و اشتباه کردم).
به هر حال دل پاک و ساده ای دارند این اهالی. یاد اذان های سد آقا مرتضی ، نماز عید فطر سر مور ، و بلافاصله روضه عام درویش هم به خیر.
التماس دعا ، ابراهیم طلایی
بسم الله الرحمن الرحيم